تبليغاتX
مجنون
مجنون

لیلی

راحت بخواب ای شهر! آن دیوانه مرده است 
در پیله ابریشمش پروانه مرده است 


در تُنگ، دیگر شور دریا غوطه‌ور نیست 
آن ماهی دلتنگ، خوشبختانه مرده است 


یک عمر زیر پا لگد کردند او را 
اکنون که می‌گیرند روی شانه، مرده است 


گنجشکها! از شانه‌هایم برنخیزید 
روزی درختی زیر این ویرانه مرده است 

  
دیگر نخواهد شد کسی مهمان آتش 
آن شمع را خاموش کن! پروانه مرده است

دوستان گلم نظر یادتون نره

برای دیدن عکسهای بیشتر به ادامه مطالب مراجعه کنید


:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه ششم مهر 1389ساعت 9 قبل از ظهر توسط حامد|

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به نیمکتش نگاه میکنم ، پنج ردیف از من جلوتر ، چقدر موهای طلاییشو دوست دارم ، برمیگرده و نمره ی صدشو نشونم میده و میخنده ، چقد دوست دارم مال من باشه ، میخواستم همونجا بهش بگم دوستش دارم ولی ...روم نشد !

***
جشن فارغ التحصیلیه ،
میاد طرفم و مدرکشو جلو چشام تکون تکون میده ، بهم میگه : تو بهترین دوست منی . سرش رو میاره بالا و گونه ام رو میبوسه ، میخواستم همونجا بهش بگم دوستش دارم ولی...روم نشد !

***
پدرشو از دست داده ، دیگه تنهای تنهاست ، تو کلیسا بغلم میکنه ، میگه : حالا دیگه فقط تو رو دارم . گونه ام رو میبوسه ، اشک هاش صورتمو خیس میکنه ، میخواستم همونجا بهش بگم دوستش دارم ولی... روم نشد.

***
نصفه شبه ، بهم زنگ میزنه ، داره گریه میکنه ... میگه پسره تنهاش گذاشته ، میخواد برم پیشش ، میرم خونه اش ، سرشو میذاره رو شونه ام و گریه میکنه ، میخواستم همونجا بهش بگم دوستش دارم ولی ... روم نشد .

***
رو صندلی کلیسا خشک شدم ، دارم یخ میزنم ، من دوستش داشتم و اون حالا داره ازدواج میکنه ، دلم میخواست همونجا داد بزنم که دوستش دارم ولی... روم نشد .

***
امشب هوا بارونیه ، بازم تو کلیسام... ولی اینبار همه ساکتن ، به تابوتش خیره شدم ، هیچی نمیگفتم ، دفتر خاطراتش هنوز تو دستمه ، دفتر خاطراتی که از توی اتاقش پیدا کرده بودم ، توش نوشته بود : بارها خواستم بهش بگم دوستش دارم ولی... روم نمیشه ، کاش اون یه روز بهم بگه دوستم داره...
 

 

* * *

 

نمی بخشمت ...!

به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی

به خاطر تمام غمهاییی که به صورتم نشاندی

نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی

به خاطر احساسی که برایم پرپر کردی

نمی بخشمت به خاطر زخمی که بر وجودم نشاندی

به خاطر نمکی که بر زخم گذاردی

ومی بخشمت

به خاطر عشقی که بر قلبم حک کردی ... !

 

* * *

دیشب كنار پنجره به یاد تو ستاره بارون شدم
دوباره توی هوای كوچه به خاطرت خیس از نم بارون شدم
دیشب دوباره چشام هوای چشماتو كرد
دیشب دوباره دلم دلتنگیه دستاتو كرد
دیشب دوباره درو به خاطرت نبستم
دیشب دوباره دلو برای تو شكستم
دیشب كه دفتر عشقو ورق می زدم
دوباره اسمتو تو گوشه گوشه اون نوشتم
دیشب دیدم دیگه داره دلم برات تنگ میشه
فاصلمون خیلی وقته كه داره پررنگ میشه
اگه دوباره نخوای بیای كنارم
نمی دونم بدون تو تا كی طاقت میارم
اگه باور كنی كه دستام بدون تو سرد و زمستونیه

اگه باور كنی كه چشام تو حسرتت ابری و بارونیه
شاید باور كنی كه دلم هنوز پیش دلت زندونی

 

* * *

لطفا یک نظر هم بدین مرسی

 

شعر های عاشقانه در ادامه مطلب. . .


:ادامه مطلب:
نوشته شده در یکشنبه دوم خرداد 1389ساعت 2 بعد از ظهر توسط حامد|

 

 

برای دانلود آهنگ لایت به ادامه مطالب مراجعه کنید . . .

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 4 بعد از ظهر توسط حامد|

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

خدا را دوست دارم
چون لطافت قلب را بنا نمود

زندگی را باید دوست داشت
به شرط رسیدن به عشق

عاشقی را دوست دارم
به شرط رسیدن به عشق

آسمان و زمین را باید نگریست
تا بیاموزیم از آن معرفت عشق

دریا و خورشید را باید دوست داشت
به شرط پ
یوستن به اوج دریا

پروانه را باید دوست داشت
چون بدون چرخیدن به عشقش زنده نخواهد ماند

صدف را دوست دارم
چون در دل خود مروارید عشق می گذارد

دوست را باید بپرستیم
چون بدون دوست لطفی در جهان نیست

و تو را دوست دارم
چون بدن تو زندگی ام بود سرد و خاموش

و همیشه باید عاشقان را درک کنیم
چون جز عشق چیزی در قلب آنها حک نشده

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نگاه تو مرگ است
صدای تو سرد است
تن تو گرم و داغ است
اشکهای تو جوشان و خروشان است
اشاره های تو پر تلاطم و طوفان است
اما دلت هنوز نرم و معطوف است
هنوز اب اون سادگی میگه بمون تا پایان زندگی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هنوز از آسمان آید صدای اشنای تو

پلک خسته می داند شبیه قصه های تو

از آن سوی بهشت آمد نسیم فصل دلتنگی

شب خاموش خاکستر که مانده در هوای تو

لبت سجاده می بوسد به عشق کعبه ی دلها

شقایق یک نفس امشب به جای رد پای تو

کلام تو برای من ندای حق و آزادی

قیامت بود و یک طوفان درون لحظه های تو

فرات از من نمی جوشد ندارم سهمی از کوثر

ولی سیراب عشقم من و عشق من فدای تو

تمام شعر من امشب همان تفسیر آیینه

و تنها التماس من برای یک دعای تو

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

مهربان ترين آدم دنيا: مادر
شيرين ترين لحظه زندگي: عيدي گرفتن يك بچه
بهترين دوست نوجواني: تنهايي
بهترين هديه ي جواني: نگاه
فتنه انگيزترين چيز توي زندگي: دروغ
بهتريم هديه دوران عاشقي: بوسه

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

شعر های عاشقانه در ادامه مطلب . . .

 

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 4 بعد از ظهر توسط حامد|



پیچك دات نت